ببخشای افسار گریختگی های این نعمتی که به من داده ای و من نمیتوانم آن را رام کنم ...
این موجود وحشی که جایگاه زیباترین چیزهاست
مانند حیوانی درنده مانند مار ،شیر یا گرگی که محافظ گنج هاییست...
نامش دل است و آرام کردنش کار من نیست...
و هرچه میکشم از نام زیبای آن است ... گاهی اوقات فقط آن را تحمل میکنم چون حتا جایگاه محبت توست مولا
و چه بد صاحبی میتوانم باشم برای این موجودی که افسارش جز در دست من است ...
موجودی که میشکند ، میگیرد ، تنگ میشود و این ها بر اراده من نیست!
اما
این روزها همین حیوان وحشی آرام و مطیع میشود مانند معجزه ای فقط با نام تو ، معبودا !
او با ضمضمه نام تو خودش افسارش را به دستانم امنت میدهد ...

ما را در سایت اتاق عشق دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: zahra
بازدید: 186