مطالب طنز 17 مهر 92

خرید بک لینک

یارو زیر تابوت مادرزنش رو محکم گرفته بود و فریاد میزد؛

.

.

.

.

.

.

.

.

بلندبگو ، لا اله ایولا ..

.

.

چه حال قشنگی داره...

آدم اشک تو چشاش جمع میشه.....!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

روز اول مدرسه یکی از بچه ها ......

با مامان و بابا و داداش و اجی و پدربزرگ و مادربزرگ

و عمه و خاله هاش+بقال سرکوچشون اومده بود

اونوقت من روز اول مدرسه گفتم بابا من دارم میرم مدرسه

از زیر پتو گفت برو به سلامت خداحافظ :|

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آخه من نمیدونم شادی های های راه مدرسه که میگن یعنی چی؟

والا ما که یا کتک میخوردیم یا کتک میزدیم شادی مادی هم در کار نبود فقط گریه و لباس پاره که البته بعداز اون هم مادر گرامی از خجالتمون حسابی درمیومد :| :|

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

توانا بُوَد , هر که ‘ دارا ‘ بُوَد ..... زِ ‘ ثروت ‘ دلِ پیر , بُرنا بُوَد

به ثروت هر آن ابله بی سواد ...... به نزد کسان ، به به ! چه آقا بود

بقیه ادامه ی مطلب


اتاق عشق...

ما را در سایت اتاق عشق دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: zahra بازدید: 157 تاريخ: سه شنبه 16 مهر 1392 ساعت: 19:54

صفحه بندی